الشيخ المنتظري
576
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
يك خطبه بزرگ بوده و مرحوم سيّد آن را تقطيع كرده است ; اين خطبه راجع به شبهه و مسائل شبهه ناك است . موضع دوستان و دشمنان خدا در برابر شبهات « شبهه » از مادّه « شباهت » است ، و شبهه ناك به چيزى مى گويند كه شباهت به حقّ دارد ، آنهايى كه مى خواهند حرف باطل و مرام باطل خود را به خورد جامعه بدهند ، رنگ و روغن حقّ به آن مى زنند ، سر و صورت حقّ به آن مى دهند . چيزهايى كه باطل بودن آنها روشن است مورد قبول جامعه قرار نمى گيرد ، ولى ممكن است عدّه زيادى از مردم به چيزهاى شبهه ناك تمايل پيدا كنند ، از اين جهت اهل باطل براى اين كه به اهداف خود برسند به مرام خود رنگ حقّ به جانبى مى زنند ، با تبليغات دروغ باطل را حقّ جلوه مى دهند . حضرت هم در معرفى شبهه ناك فرموده اند : « وَإِنَّمَا سُمِّيَتِ الشُّبْهَةُ شُبْهَةً لِأَنَّهَا تُشْبِهُ الْحَقَّ ; فَاَمَّا اَوْلِيَاءُ اللهِ فَضِيَاؤُهُمْ فِيهَا الْيَقِينُ ، وَدَلِيلُهُمْ سَمْتُ الْهُدَى » ( شبهه را از اين جهت شبهه ناميده اند كه شبيه و مانند حقّ است ، پس روشنىِ دوستان خدا در چيزهاى شبهه ناك ، ايمان و يقين است ، و راهشان راه هدايت و رستگارى است . ) يعنى گول شبهه را نمى خورند ; شبهه را شبهه ناميده اند « لانّها تشبه الحقّ » چون شبيه حقّ است . « تُشْبِهُ » به معناى اين است كه شباهت دارد ، نه اين كه آن را شبيه كرده اند ; « تُشْبِهُ » از باب افعال است نه از باب تفعيل . صفت مشبهه را هم كه در صرف مير خوانده ايم ، صفت « مُشْبِهَة » است بدون تشديد نه صفت « مُشَبَّهَة » با تشديد ; يعنى صفتى كه خودش شباهت به اسم فاعل دارد نه اين كه آن را تشبيه به اسم فاعل كرده اند . در اين جمله هم فرموده اند : « لانّها تشبه الحقّ » يعنى براى اين كه آن باطل شبيه حقّ است و سر و صورت حقّ دارد .